این شعر زیبا را بدوستی بسیار عزیز که همیشه و در همه حال

 با مهربانیهایش موجب دلگرمیم میگردد و همچنین

شما دوستان عزیز تقدیم میدارم  :

 

     ستاره ای شده ام  غرق  آسمان دلت

که راه عشق کشاندم به کهکشان دلت

 

 پریده ام همه ی انتظار عالم را

به سمت روشن آرام آشیان دلت

 

مرا به سفره ای از شعر و شور مهمان کن

هزار قصه بگو با من از زبان دلت

 

تمام خستگی ام را به دست جاده بده

مرا همیشه نگه دار در امان دلت

 

 مرا که ماهی تُنگ بلور عشق توام

سپرده هستی خود را به بیکران دلت

 

تو در منی و من از تو که صبح روز ازل

خدا به پیکر خاکم دمیده جان دلت

 

 رهاتر از تو من و بی نشان تر از من، تو

دو قطب حادثه سازیم در جهان دلت

 

 مسافر همه ی عصرهای تاریخ ایم

رسیده ایم به یک نقطه … در زمان دلت

 

شاعر : پریا کشفی

 

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:55 توسط علی ظهرابی | |