تو نيستي و دلم ميل گفتگو دارد

 

طلوع چشم تو را چشمم آرزو دارد


خبر نداري از اين دل چه مي‌كشد بي‌تو

 

چه بغض‌ها كه بدون تو در گلو دارد


بدان هميشه براي گرفتن دستت

 

دو دست عاشق و مشتاق من وضو دارد


تمام باغچه‌هايم اسير پاييزند

 

كدام شاخ گلي بي‌تو رنگ و بو دارد؟


بيا براي هميشه بمان كه اين تنها

 

كسي به جز تو ندارد خودت بگو، دارد؟


چقدر شعر سرودم ! چقدر بي‌حاصل

 

تو نيستي و دلم ميل گفتگو دارد

 

شاعر ؟ 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 22:44 توسط علی ظهرابی | |